364 - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:17
من چقدر حوصله نوشتن نداشتم
365 - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:17
همین که این روزآم آروم و کم تنش هستن برام کافیه
361 - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 15:31
دو سال منتظر بودم طرحم تموم شه که روز آخر بیام اینجا بنویسم تموم شد ولی خورد به قضایای این چند وقت و حوصله هیچی رو نداشتم
362 - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 15:31
حدود شیش هفت ماه با وضع روحی داغونی که داشتم سعی کرده بودم کراشمُ فراموش کنمتقریبنم موفق شده بودم تا اینکه هفته قبل بعد از ماه ها بی خبری کامل بهم زنگ زدو همون ده دقیقه کافی بود تا دوباره هوایی شم
363 - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 15:31
تنها جنبه مثبت زندگیم اینه که دیگه کارمند نیستم و لازم نیست شیش صبح از خواب بیدار شم
357 - تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 12:14
این روزا که ۱:۳۰ تعطیل میشم خیلی اوضاع بهتر شدهوقتی میرم خونه وقت بیشتری دستمه و استراحتمم تقریبا کافیهفقط سه ماه دیگه باید تحمل کنم
358 - تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 12:14
بابا من از همتون متنفرم و چشم دیدن هیچکدومتونُ ندارمدلم نمیخواد حتی سلام علیک و خدافظی کنم اونوقت تو میخوای با من سر صحبتُ باز کنی؟به قرآن الان خودمُ جر میدم از دست شما کیریا
359 - تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 12:14
زندگی تا وقتی دانشجویی قابل تحمل و قشنگهتفریحاتتُ داری فیلم و سریالاتُ میبینیمسافرت میریپیچوندن و برنامه کردن بین کلاسا رو داریتابستون آزاد داریکلا وقت آزاد زیاد داریهروقت حوصله ات نکشید کلاس و دانشگاهُ میپیچونیاون وسطا هم یکم درس میخونی چارتا امتحانم میدی میره دیگهولی وقتی دانشگاه تموم میشی و میری ...
328 - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 18:47
دو سه سال پیش یبار که داشتم از دانشگاه بر میگشتم راننده اسنپه بدجور کراش بودهی منتظر بودم وسط راه سر صحبتُ باز کنه ولی هیچی به هیچیمن کلا خیلی کم حرفم و نهایت صحبتم با راننده ها سلام و خداحافظ بود ولی واسه این یکی آخر سر که میخواستم پیاده شم بعد از خداحافظی گفتم مرسی روز خوبی داشته باشینولی عوضی عین...
329 - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 18:47
دیروز توی واتساپ میوتش کردم چون خسته شدم انقدر که منتظر دیدن نوتیفش موندم و نوتیف نیومد
330 - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 18:47
خسته ام کاش میتونستم یک ماه مرخصی بگیرم
116 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 12:07
خیلی وقتا میگم ای کاش من نصف بعضی ادما میتونستم احساساتمو بیان کنم :) خوب امروز یه روز زودتر هدیه تولد مامان رو بهش دادیم اما من فقط لبخند زدم و جعبه رو دادم دستش :/ + نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 14:28 توسط :) |
117 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 12:07
واقعآ اگر جز داداشم کسه دیگه ای بود با این همه گیر دادن من و داد زدن من حتما دیگه برام کتابامو جلد نمیگرفت :/برچسبها: داداش, مدرسه, حساس + نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:26 توسط :) |
118 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 12:07
مدتیه که اعتقاداتم خیلی کمرنگ شده خیلی ... نمیدونم شاید اثر محیطه یا اطرافیان یا سستی اعتقاداتم :( ولی هنوز که هنوزه من عاشق پوشش خانمایی هستم که رو سری ساتنشون رو با مدلای قشنگ و گیر وصل میکنن طوری که یه تار موهاشونم بیرون نیست.. چادر میپوشن و خیلی خوشگل میرن بیرون :)))) حیف که هیچ وقت اینجوری نبود...
106 - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:21
دیشب تو عروسی به این نتیجه رسیدم که جامعه ای که توش زندگی میکنم غرق شده تو کثافت :/ و اسکار لجن ترین ادم میرسه به اقای م.ز که با نگاهی که سراسر نیاز جنسیه به زنای لخت وسط نگاه میکرد و تهش هم باهاشون همگام شد... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:6 توسط :) |
107 - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:21
میگن تو نمیخواد برا مهریه ات تصمیم بگیری .... حالا من به شوخی گفتم اینده 2000 تا مهریه باید اینجوری بزنین تو ذوقم ؟ :/ + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:38 توسط :) |
108 - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:21
خدا اگر این پرستاره جور شه من خوشبخت میشم :) بازم مامانم مال خودم میشه :) + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:40&nbsp توسط :) |
109 - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:21
از شنیدن اینک اون پرستاره جور نشده واقعا ناراحت شدم ولی ولی عمیق تر که فکر کردم گفتم شاید خدا نمیخواد نون این خانوم قطع شه !؟ پس میسپارمش به خودت خدا :) + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 14:51 توسط :) |
110 - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:21
خرید هدیه تولد برا مامانم با پول خودم خیلی حس خوبی بود :)خدا کنه خوشش بیاد *: + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:16 توسط :) |
111 - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:21
گاهی که ناراحت میشم از شرایط سختمون به خاطر مادربزرگم پیش خودم میگم وای اگر خودت اینجوری شی چی؟؟ خدایا من تو سنی هستم که نیاز دارم مامانم باشه ... اینکه این همه ساعت نباشه عذابم میده...ولی بازم شکر :) همین چند ساعتی هم که مامان هست شکر :) خدایا خودت شرایط بهتر کن ! خب ؟؟؟؟؟ + نوشته شده در یکشنبه بیس...